این افزایش هزینه در کنار سایر هزینههای تولید باعث شده هر صفحه کتاب از سوی ناشران بیشتر از ۲۰۰۰ تومان قیمتگذاری شود؛ یعنی امروز برای خرید یک کتاب ۲۰۰ صفحهای، به طور میانگین باید ۴۰۰ هزارتومان هزینه کنیم.
بازار کاغذ ایران در سالها و ماههای اخیر یکی از متلاطمترین دورههای خود را تجربه کرده؛ بازاری که به جای تأمین نیازهای فرهنگی و آموزشی کشور، بیش از هر چیز به نمادی از چالشهای اقتصادی تبدیل شده است. افزایش پیوسته و قابل توجه قیمت کاغذ، اختلال در تأمین، رشد نامتوازن هزینه تولید کتاب و بیثباتی در سیاستهای دولتی، موجب شده تا بسیاری از ناشران و چاپخانهها نه تنها امید به سودآوری نداشته باشند، بلکه در آستانه توقف فعالیت قرار بگیرند. این بحران آنقدر جدی است که چندی پیش اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران را بر آن داشت تا نشستی اضطراری برای بررسی «وضعیت التهاب بازار کاغذ» برگزار کند؛ نشستی که نشان از وخامت اوضاع داشت. نشست هماندیشی فعالان صنعت چاپ کشور، روز یکشنبه ۲۳ آذرماه به همت اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران و با حضور جمعی از مصرفکنندگان، واردکنندگان، توزیعکنندگان کاغذ و مقوا و نیز برخی مسئولان دولتی و صنفی در محل اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران برگزار شد. در این نشست، فعالان صنفی و کارشناسان حوزه چاپ و نشر با صراحت اعلام کردند که قیمت کاغذ و اختلال در تأمین آن، میتواند بسیاری از چاپخانهها را به تعطیلی بکشاند. افزایش هزینههای تولید و افت شدید سرمایه در گردش، فشار سنگینی را بر ناشران وارد کرده است و تا زمانیکه راهکارهای واقعی اجرا نشود، ادامه این روند میتواند فعالیتهای فرهنگی و آموزشی کشور را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد. بابک عابدین، رئیس اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران، هدف این جلسه، یافتن راهحل عملی و پایدار برای جلوگیری از آسیب به تولید، اقتصاد و مصرفکننده نهایی عنوان کرد که تمرکز آن بر مدیریت بحران سهماهه پایانی سال و جلوگیری از اختلال در زنجیره تولید است، نه صرفا طرح گلایه. او گفت: «در آستانه سهماهه پایانی سال و با افزایش تقاضای کاغذ و مقوا، صنعت با چالش جدی تأمین مواد اولیه مواجه شده است.» وی در تشریح نارسایی تامین کاغذ در فرآیند فعالیت چاپخانهداران اظهارکرد: «در سالهای اخیر، برخی چاپخانهها ناچار شدهاند کارت بازرگانی بگیرند و واردات مستقیم انجام دهند؛ سرمایهای که باید صرف توسعه تولید شود، درگیر تأمین مواد اولیه شده و به اجبار بخشی از نیاز خود را به کاغذ و مقوا از این طریق تامین کردهاند. در این زمان که ماهها پشت صف تخصیص ارز ماندهاند مجبور به تامین این نیاز از بازار داخلی شدهاند که توازن عرضه و تقاضا را به هم ریخته و موجب رقابت در خرید کاغذ و مقوا در بازار شده است. پیامد آن در نهایت افزایش قیمت تمامشده، کاهش توان رقابت، آسیب به تولید ملی و فشار بر مصرفکننده نهایی است.»
عابدین برداشته شدن فشار کاذب تقاضا در بازار، خروج از حالت هیجانی و اطمینانبخشی به چاپخانهها در زمینه تأمین مواد اولیه، برای تحویل سفارشهای پایان سال را ضروری دانست و ضمن طرح دقیق مساله، راهکار اجرایی و تنظیمگرایانه را تجمیع تقاضای چاپخانههای بزرگ و متوسط و ثبت سفارش کنسرسیومی شفاف تحت نظارت اتحادیه و وزارت صمت با امکان تأمین هدفمند ۴۰ تا ۵۰ هزار تن برای پوشش نیاز واقعی تولید در ماههای پایانی سال، عنوان کرد. به گفته رئیس اتحادیه، مقرر شد پیشنهادهای مطرحشده در نشست، پس از تدوین نهایی، بهصورت رسمی برای پیگیری در کمیتههای ذیربط ارسال خواهد شد، اما با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر کشور و همچنین تنشها و نابسامانیهای سیاسی، دورنمای روشنی از تحقق این پیشنهادها از سوی نهادهای دولتی، وجود ندارد.
۴۰۰ هزارتومان برای ۲۰۰ صفحه!
برای روشنترشدن ابعاد این بحران، کافی است نگاهی دقیقتر به هزینه تولید یک کتاب متوسط داشته باشیم. فرض کنیم ناشری میخواهد یک کتاب ۲۰۰ صفحهای رقعی در تیراژ ۵۰۰ نسخه چاپ کند؛ کتابی که زمانی نهچندان دور از نظر اقتصادی قابلتحمل بود، اما امروز به دشواریهای زیادی برخورده است. بر اساس دادههای بازار، یکی از مهمترین مؤلفههای هزینه، کاغذ تحریر است. دو سایز متداول که در صنعت چاپ کتاب بهطور گسترده استفاده میشوند عبارتند از: ۷۰×۱۰۰ سانتیمتر و ۶۰×۹۰ سانتیمتر. حجم مصرف کاغذ برای یک کتاب ۲۰۰ صفحهای – بسته به آرایش فرم چاپ – بین این دو سایز تفاوت دارد: در سایز ۷۰×۱۰۰، برای تیراژ ۵۰۰ نسخه حدود ۸ بند کاغذ لازم است و در سایز ۶۰×۹۰، این مقدار به ۱۴ بند کاغذ افزایش مییابد. قیمت هر بند کاغذ در بازار ایران نیز بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است و بر اساس گزارشهای رسمی و میدانی، در حال حاضر بهای تقریبی هر بند کاغذ ۷۰×۱۰۰ در حدود ۳٫۵ میلیون تومان است و سایز ۶۰×۹۰ نیز حدود ۲٫۷۵ میلیون تومان قیمت دارد، ارقامی که نسبت به سال قبل افزایش چشمگیری را نشان میدهند. اگر فقط هزینه کاغذ را حساب کنیم، هزینه مستقیم خرید مواد اولیه برای این تیراژ بین ۲۷ تا ۳۸ میلیون تومان خواهد بود. اما این تازه آغاز ماجراست؛ زیرا هزینه تولید کتاب شامل موارد دیگری نیز میشود: چاپ: هزینه لیتوگرافی، زینک و اجرای چاپ، که برای تیراژ ۵۰۰ نسخه میتواند بیش از ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان شود. جلد و سلفون: چاپ رنگی و پوشش جلد حدود ۸ تا ۹ میلیون تومان. صحافی: هزینه چسب گرم، چسب کاست و مرحله پایانی چاپ حدود ۱۵ تا ۱۸ میلیون تومان.
همچنین باید به حق مؤلف یا مترجم (تقریبا ۱۰ درصد هزینه تولید)، سهم ناشر (حدود ۳۰ درصد)، و سهم پخشکننده و کتابفروش (حدود ۴۰ درصد از قیمت پشت جلد) نیز توجه کرد — که همگی به علت اینکه بازار نشر بهطور کامل اقتصادی نیست، بخشی از قیمت کتاب را شکل میدهند. در نتیجه، قیمت پشت جلد کتابهای تیراژ متوسط بهراحتی به حدود ۳۷۰ تا ۴۲۰ هزار تومان و حتی بیشتر میرسد — قیمتی که برای بسیاری از خانوارها در شرایط کنونی تورم، سنگین و خارج از توان خرید به نظر میرسد.
روند افزایش قیمت کاغذ
در سالجاری، شاهد رشد بیوقفه قیمت کاغذ بودهایم. اواسط سالجاری، بهای هر بند کاغذ تحریر در حدود ۱٫۶ تا ۱٫۷ میلیون تومان بود و در میانه سال، نرخها بهتدریج افزایش یافت و حتی تا حدود ۲ میلیون تومان رسید. در گزارشهای آذرماه، قیمت کاغذ تحریر حدود ۲٫۵ میلیون تومان اعلام شد که نشاندهنده افزایش حدود ۹۰ درصدی نسبت به سال قبل است و حالا در ابتدای اسفندماه، بهای هر بند کاغذ تحریر ۷۰×۱۰۰ برای نخستینبار به رکورد ۳٫۵ میلیون تومان رسیده است. این افزایش مداوم و پیوسته، حتی در شرایطی که ارز نسبتا ثابت یا کاهشی بود، ادامه یافته که نشاندهنده تأثیر عوامل ساختاری و روانی در بازار است؛ از جمله انتظارات تورمی، عدم ثبات سیاستگذاری و فقدان عرضه کافی برای پاسخ به تقاضا. این جهشها نهتنها قیمت تولید کتاب را بالا برده، بلکه برخی ناشران کوچک را به تعطیلی نزدیک کرده و تعداد عناوین منتشرشده را کاهش داده است. بر اساس برخی گزارشهای اقتصادی، ناشرانی که برنامهریزی بلندمدت دارند، اکنون بهواسطه افزایش هزینهها نمیتوانند تولید خود را ادامه دهند، روندی که ممکن است در آینده به کاهش تنوع و تعداد کتابها منجر شود.
سودا یا رویا؟
یکی از محورهای اساسی بحث در بازار کاغذ ایران، مساله تولید داخلی و وعدههای مرتبط با خودکفایی بوده است. در سالهای گذشته، مقامات رسمی بارها اعلام کردهاند که ایران به مرحله خودکفایی در تولید کاغذ رسیده و حتی میتواند به صادرات این محصول بیندیشد. برای مثال، گزارشهایی درباره جشن خودکفایی در تولید کاغذ برای چاپ کتابهای درسی منتشر شده بود که با حضور مدیران دولتی برگزار شد و در آن ادعا شد که ایران قادر است نیاز کل بازار داخلی را تأمین کند. در آن مراسم، وزیر وقت فرهنگ و برخی مدیران با افتخار اعلام کردند که کارخانههای داخلی توانایی تأمین کاغذ مورد نیاز برای چاپ تمام کتابهای درسی کشور را دارند و آن را نقطه عطفی برای صنعت نشر معرفی کردند و حتی از برنامههایی برای توسعه تولید و ورود به بازارهای منطقه سخن گفتند. اما واقعیت بازار متفاوت از این سخنان بود. برخلاف وعدههای تبلیغاتی، ظرفیت واقعی تولید کاغذ در داخل کشور نتوانست نیاز بازار را بهطور پایدار تأمین کند. در صنعت کاغذ ایران، همچنان بخش بزرگی از کاغذ مصرفی کشور از طریق واردات تأمین میشود و کارخانههای داخلی حتی اگر ظرفیتهایی داشته باشند، به دلیل مشکلات تأمین مواد اولیه، سرمایهگذاری، انرژی و بازار فروش موفق به تولید مداوم و کافی نبودهاند.
با گذشت چند سال؛ اخیرا دبیر سندیکای تولیدکنندگان کاغذ در گفتوگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی، صراحتا اعلام کرد که روند مدیریت واردات و تخصیص ارز یا حمایت از تولید داخلی، در عمل نتایج قابلتوجهی نداشته و آینده بازار کاغذ «روشن» نیست. او بر این واقعیت صحه میگذارد که بازار به شدت وابسته به واردات است و ظرفیت داخلی به اندازهای نیست که نیاز مصرف را تامین کند. امیرسامان اسفندیاری همچنین درباره معضل تامین انرژی برای به گردش درآمدن چرخ کارخانههای کاغذسازی و تامین مواد اولیه، اظهاکرد: «در واحدهای تولید کاغذ با قطع گاز و برق مواجه هستیم. اصلیترین مشکل این است که چشمانداز مشخصی برای واردات مواد اولیه ندارند؛ زیرا همه شرکتها در بخش تولید کاغذ، برای بهینهسازی مصارف ارزی، طولانیشدن فرآیند ثبت سفارش و واردات اقلام و قطعات یدکی موردنیاز، با مشکل نقدینگی مواجه هستند. صاحبان کارخانهها در اساس باید پول داشته باشند تا بتوانند مواداولیه بخرند و این مساله شرایط را دشوار کرده است. همچنین نوسانات نرخ ارز یکی دیگر از مشکلاتی است که در بازار کاغذ وجود دارد و امیدواریم حل شود تا کارخانهها بتوانند فعالیت کنند.» این عدم تعادل میان وعدهها و واقعیتها موجب شده است که بازار کاغذ همچنان در وضعیت نامشخص و نابسامان باقی بماند، تجارت تخصصی و بازار آزاد نتواند جایگاه خود را پیدا کند، و انتظارات فعالان صنفی از سیاستگذاران تحقق نیابد.
سایه جنگ بر بازار
بحران بازار کاغذ و کتاب ایران صرفا محصول مشکلات داخلی نیست. وضعیت بیثبات اقتصادی جهانی، تنشهای سیاسی منطقه و سایه تهدیدهای بینالمللی، از جمله احتمال تشدید اختلافات با آمریکا و ناپایداری در مناسبات بینالمللی، نیز بر بازار تأثیر گذاشته است. حضور این نوع تهدیدها باعث افزایش احتمال نوسان در بازار ارز و اختلال در واردات کالاهای اساسی میشود. تجربههای گذشته نشان داده است که حتی شایعات مربوط به تشدید تنشهای منطقهای میتواند موجی از افزایش نرخ دلار و نوسانات قیمتها را در بازارهای داخلی ایجاد کند، از جمله در بازار کاغذ که به شدت به واردات وابسته است. اگرچه نمیتوان پیشبینی قطعی کرد که چه اتفاقاتی در آینده رخ خواهد داد، اما بازارهای وابسته به کالاهای وارداتی مثل کاغذ همیشه در مواجهه با تغییرات سیاسی و اقتصادی جهانی حساستر هستند؛ زیرا هر گونه اختلال در زنجیره تأمین بینالمللی میتواند دسترسی ناشران و چاپخانهها به مواد اولیه را مختل کرده و قیمتها را به شیوهای غیرقابل کنترل افزایش دهد. این واقعیت، چشمانداز بازار داخلی را نسبت به آینده پرابهام و پرریسک کرده است. مجموعا؛ از بررسی روند بازار کاغذ و تولید کتاب در ایران روشن است که بحران کنونی تنها نتیجه یک یا دو عامل نیست، بلکه محصول ترکیبی از مشکلات ساختاری، سیاستهای ناپایدار، وعدههای ناکام و تحولات اقتصادی جهانی است.
• اولا، افزایش شدید قیمت کاغذ و هزینههای تولید کتاب، فشار سنگینی را بر ناشران و چاپخانهها وارد کرده و باعث شده تا بسیاری از آنها با کاهش تیراژ، افزایش قیمت پشت جلد، یا حتی توقف فعالیت مواجه شوند. این وضعیت بهطور مستقیم بر مصرفکنندگان تأثیر میگذارد و کتاب را از سبد فرهنگی بخش قابلتوجهی از جامعه خارج میکند.
• ثانیا، وعدههای خودکفایی در تولید کاغذ و برنامههای توسعهای برای صادرات، در عمل نتوانست بازار را پایدار کند. ظرفیت تولید داخلی هنوز نتوانسته است نیاز کامل کشور را برآورده سازد و وابستگی به واردات ادامه دارد.
• ثالثا، سیاستهای اقتصادی و مدیریت واردات، همراه با تخصیص ارز دولتی و عدم ثبات قیمتگذاری، نتایج قابلتوجهی در بازار نداشتهاند و فعالان صنفی بارها نسبت به این موضوع هشدار دادهاند.
• رابعا، تهدیدهای بینالمللی و تنشهای سیاسی میتواند اثرات مضاعفی بر بازار داشته باشد، بهویژه اگر باعث افزایش فشار بر ارز و واردات شود.
برای عبور از این بحران، نیازمند اصلاحات اساسی در ساختار تولید، مدیریت واردات، تسهیل سرمایهگذاری در تولید داخلی و ایجاد بازار آزاد تحت نظارت شفاف هستیم. تنها از این طریق میتوان امید داشت که قیمتها کنترل و عرضه پایدار شود و صنعت نشر ایران بتواند مسیر توسعه پایدار را دنبال کند. این در شرایطی است که ورود دولت در ادوار مختلف به بازار کاغذ و اجرایی کردن طرحهایی نظیر توزیع کاغذ سهمیهای و سوبسیددار –روشهایی که ذاتا از ایجاد فساد و رانت مصون نیستند- نه تنها در ایجاد یک ساختار مستمر و هدفمند برای مدیریت و کنترل مصرف کاغذ ناکام بوده؛ بلکه مانع از شکلگیری شبکه حرفهای تجار و تجارت آزاد کاغذ در بازار که مستقیما به توازن تامین و قیمتگذاری صحیح منجر شود، شده است.